nachweisen
اثبات کردن
Verb
مثال
Der Test konnte keine Fehlfunktion nachweisen.
این آزمایش نتونست هیچ نقص عملکردی رو اثبات کنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
اثبات کردن
Verb
Der Test konnte keine Fehlfunktion nachweisen.
این آزمایش نتونست هیچ نقص عملکردی رو اثبات کنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.