paramilitärisch
شبهنظامی
Adjektiv
مثال
Paramilitärische Gruppen kontrollierten das Gebiet.
گروههای شبهنظامی آن منطقه را کنترل میکردند.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.