Lingofa

pflegen

مراقبت کردن (از بیمار)

Verb

مثال

  1. Sie pflegt ihren kranken Vater zu Hause.

    او پدر بیمارشو تو خونه مراقبت می‌کنه.

کلمه‌هایی که از این ساخته شدن

آلمانی کلمه‌ها رو روی هم سوار می‌کنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفه‌نیمه می‌فهمی.

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.