plagiieren
سرقت ادبی کردن
Verb
مثال
Er wird beschuldigt, den Text plagiiert zu haben.
اون متهم شده که متن رو سرقت ادبی کرده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
سرقت ادبی کردن
Verb
Er wird beschuldigt, den Text plagiiert zu haben.
اون متهم شده که متن رو سرقت ادبی کرده.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.