Lingofa

programmieren

برنامه‌نویسی کردن

Verb

مثال

  1. Er lernt in seiner Freizeit zu programmieren.

    او تو اوقات فراغتش برنامه‌نویسی یاد می‌گیره.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.