raspeln
رنده کردن
Verb
مثال
Sie raspelt die Karotten für den Salat.
اون هویجها رو برای سالاد رنده میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
رنده کردن
Verb
Sie raspelt die Karotten für den Salat.
اون هویجها رو برای سالاد رنده میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.