rostig
زنگزده
Adjektiv
مثال
Der alte Schlüssel ist ganz rostig.
کلید قدیمی کاملاً زنگزدهست.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
زنگزده
Adjektiv
Der alte Schlüssel ist ganz rostig.
کلید قدیمی کاملاً زنگزدهست.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.