Lingofa

rutschig

لغزنده

Adjektiv

مثال

  1. Der Boden ist nach dem Regen sehr rutschig.

    کف بعد از بارون خیلی لغزنده‌ست.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.