Lingofa

scharf

تند (غذا) / تیز

Adjektiv

مثال

  1. Das persische Essen ist manchmal scharf.

    غذای ایرانی گاهی تنده.

کلمه‌هایی که از این ساخته شدن

آلمانی کلمه‌ها رو روی هم سوار می‌کنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفه‌نیمه می‌فهمی.

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.