Lingofa

schmieden

آهنگری کردن / فورج کردن

Verb

مثال

  1. Er schmiedet ein eigenes Messer.

    اون یه چاقوی خودش رو آهنگری می‌کنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.