schmieden
آهنگری کردن / فورج کردن
Verb
مثال
Er schmiedet ein eigenes Messer.
اون یه چاقوی خودش رو آهنگری میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
آهنگری کردن / فورج کردن
Verb
Er schmiedet ein eigenes Messer.
اون یه چاقوی خودش رو آهنگری میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.