sich einarbeiten
وارد کار شدن / آشنا شدن با کار
Verb
مثال
Er braucht ein paar Wochen, um sich einzuarbeiten.
اون چند هفته لازم داره تا با کار آشنا بشه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.