sich rasieren
ریش تراشیدن
Verb
مثال
Er rasiert sich jeden zweiten Tag.
او هر دو روز یکبار ریششو میتراشه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
ریش تراشیدن
Verb
Er rasiert sich jeden zweiten Tag.
او هر دو روز یکبار ریششو میتراشه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.