spüren
احساس فیزیکی کردن
Verb
مثال
Er spürt einen stechenden Schmerz im Rücken.
اون یه درد تیز تو کمرش احساس میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
احساس فیزیکی کردن
Verb
Er spürt einen stechenden Schmerz im Rücken.
اون یه درد تیز تو کمرش احساس میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.