stationieren
مستقر کردن
Verb
مثال
Zusätzliche Truppen wurden an der Grenze stationiert.
نیروهای اضافی در مرز مستقر شدند.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
مستقر کردن
Verb
Zusätzliche Truppen wurden an der Grenze stationiert.
نیروهای اضافی در مرز مستقر شدند.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.