stornieren
لغو کردن
Verb
مثال
Wir mussten unsere Reise leider stornieren.
متأسفانه مجبور شدیم سفرمونو لغو کنیم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
لغو کردن
Verb
Wir mussten unsere Reise leider stornieren.
متأسفانه مجبور شدیم سفرمونو لغو کنیم.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.