Lingofa

stornieren

لغو کردن

Verb

مثال

  1. Wir mussten unsere Reise leider stornieren.

    متأسفانه مجبور شدیم سفرمونو لغو کنیم.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.