Lingofa

überbrücken

پل زدن (زمانی/مالی)

Verb

مثال

  1. Ein Kredit soll den Engpass überbrücken.

    یه وام قراره تنگنای مالی رو پل بزنه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.