unbemerkt
نامحسوس / بدون توجه دیگران
Adjektiv
مثال
Er verlässt die Party unbemerkt.
اون بدون توجه بقیه مهمونی رو ترک میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
نامحسوس / بدون توجه دیگران
Adjektiv
Er verlässt die Party unbemerkt.
اون بدون توجه بقیه مهمونی رو ترک میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.