unordentlich
نامرتب
Adjektiv
مثال
Die Küche sieht ziemlich unordentlich aus.
آشپزخانه نسبتاً نامرتب بهنظر میاد.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
نامرتب
Adjektiv
Die Küche sieht ziemlich unordentlich aus.
آشپزخانه نسبتاً نامرتب بهنظر میاد.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.