untersuchen
معاینه کردن
Verb
مثال
Der Arzt untersucht jetzt meinen Rücken.
دکتر الان داره کمرمو معاینه میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
معاینه کردن
Verb
Der Arzt untersucht jetzt meinen Rücken.
دکتر الان داره کمرمو معاینه میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.