untreu
بیوفا
Adjektiv
مثال
Sie erfuhr, dass ihr Mann untreu war.
او فهمید که شوهرش بهش بیوفا بوده.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.