verlässlich
قابلاتکا
Adjektiv
مثال
Auf ihn ist immer Verlass, er ist sehr verlässlich.
همیشه میشه روش حساب کرد، خیلی قابلاتکاست.
کلمههایی که از این ساخته شدن
آلمانی کلمهها رو روی هم سوار میکنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفهنیمه میفهمی.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.