verleihen
عاریه دادن / قرض دادن
Verb
مثال
Er verleiht seine Werkzeuge nur ungern.
اون دوست نداره ابزارشو عاریه بده.
کلمههای نزدیک
- Verhaltensforschungرفتارشناسی (زیستشناسی)
- Verpackungsmaschineدستگاه بستهبندی
- vermeintlichبهظاهر / پنداری
- Vollmachtserteilungاعطای وکالت
- Vintage-Lookظاهر وینتیج / کلاسیک
- verschenkenبه رایگان بخشیدن
- vererbenبه ارث گذاشتن
- Verankerungتثبیت / ریشهدواندن (مجازی)
- Vereinbarkeitسازگاری (بین دو چیز)
- vorabاز قبل / پیشاپیش
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.