Lingofa

wackelig

لق / ناپایدار

Adjektiv

مثال

  1. Dieser Stuhl ist ziemlich wackelig.

    این صندلی نسبتاً لقه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.