wackelig
لق / ناپایدار
Adjektiv
مثال
Dieser Stuhl ist ziemlich wackelig.
این صندلی نسبتاً لقه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
لق / ناپایدار
Adjektiv
Dieser Stuhl ist ziemlich wackelig.
این صندلی نسبتاً لقه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.