wählen
رأی دادن
Verb
مثال
Bei der nächsten Wahl darf ich zum ersten Mal wählen.
تو انتخابات بعدی، اولینباره که میتونم رأی بدم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
رأی دادن
Verb
Bei der nächsten Wahl darf ich zum ersten Mal wählen.
تو انتخابات بعدی، اولینباره که میتونم رأی بدم.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.