wetten
شرطبندی کردن
Verb
مثال
Er wettet auf sein Lieblingsteam.
اون رو تیم موردعلاقهش شرط میبنده.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
شرطبندی کردن
Verb
Er wettet auf sein Lieblingsteam.
اون رو تیم موردعلاقهش شرط میبنده.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.