wochentags
روزهای هفته (کاری)
Adverb
مثال
Wochentags stehe ich um sechs Uhr auf.
روزهای هفته ساعت شش بیدار میشم.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
روزهای هفته (کاری)
Adverb
Wochentags stehe ich um sechs Uhr auf.
روزهای هفته ساعت شش بیدار میشم.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.