zufällig
تصادفی
Adjektiv
مثال
Sie trafen sich rein zufällig im Park.
کاملاً تصادفی تو پارک همدیگه رو دیدن.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
تصادفی
Adjektiv
Sie trafen sich rein zufällig im Park.
کاملاً تصادفی تو پارک همدیگه رو دیدن.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.