Lingofa

zufällig

تصادفی

Adjektiv

مثال

  1. Sie trafen sich rein zufällig im Park.

    کاملاً تصادفی تو پارک همدیگه رو دیدن.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.