Lingofa

auftauen

یخ‌زدایی کردن

Verb

مثال

  1. Ich taue das Fleisch über Nacht auf.

    گوشتو یه شب می‌ذارم یخش باز بشه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.