betrübt
غمگین (لحن ملایم و کمی قدیمی)
Adjektiv
مثال
Sie wirkte etwas betrübt nach dem Anruf.
بعد از اون تماس، یکم غمگین بهنظر میرسید.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.