Lingofa

bluten

خونریزی کردن

Verb

مثال

  1. Der Finger blutet noch ein bisschen.

    انگشتش هنوز یکم خونریزی داره.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.