Lingofa

deeskalieren

فروکش دادن تنش

Verb

مثال

  1. Der Vermittler versucht, die Lage zu deeskalieren.

    میانجی سعی می‌کنه تنش رو فروکش بده.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.