den Kopf schütteln
سر تکان دادن به نشانهی رد
Verb
مثال
Er schüttelt entsetzt den Kopf.
اون با وحشت سرشو تکون میده.
کلمههای نزدیک
- die Hand ins Feuer legenبرای کسی ضمانت کامل کردن
- die Ohren spitzenبا دقت گوش دادن
- Drehkreuzگیت چرخان ورودی
- Deckungssummeسقف پوشش بیمه
- Diätologinکارشناس تغذیه (زن)
- die Achseln zuckenشونه بالا انداختن
- die Augenbrauen hochziehenابرو بالا انداختن (تعجب)
- die Faust ballenمشت گره کردن
- Düngerکود
- Datenanalystتحلیلگر داده
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.