die Hand ins Feuer legen
برای کسی ضمانت کامل کردن
Redewendung
مثال
Für ihn lege ich meine Hand ins Feuer.
براش دستم رو تو آتیش میذارم (کاملاً ضامنشم).
کلمههای نزدیک
- da liegt der Hund begrabenریشهی اصلی مشکل همینجاست
- den Vogel abschießenاز همه بدتر عمل کردن / رکورد زدن
- Dracheاژدها
- Demenzدمانس / زوال عقل
- Dinkelmehlآرد گندم سیاه
- die Ohren spitzenبا دقت گوش دادن
- Drehkreuzگیت چرخان ورودی
- Deckungssummeسقف پوشش بیمه
- Diätologinکارشناس تغذیه (زن)
- den Kopf schüttelnسر تکان دادن به نشانهی رد
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.