dissonant
ناهماهنگ (موسیقی)
Adjektiv
مثال
Diese Akkordfolge klingt bewusst dissonant.
این توالی آکورد عمداً ناهماهنگ به گوش میرسه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
ناهماهنگ (موسیقی)
Adjektiv
Diese Akkordfolge klingt bewusst dissonant.
این توالی آکورد عمداً ناهماهنگ به گوش میرسه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.