durchsetzen
به کرسی نشاندن / اجرا کردن
Verb
مثال
Er setzt seinen Willen immer durch.
اون همیشه خواستهشو به کرسی مینشونه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
به کرسی نشاندن / اجرا کردن
Verb
Er setzt seinen Willen immer durch.
اون همیشه خواستهشو به کرسی مینشونه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.