ein Auge auf jemanden werfen
به کسی علاقه پیدا کردن
Redewendung
مثال
Er hat schon lange ein Auge auf sie geworfen.
خیلی وقته بهش علاقه پیدا کرده.
کلمههای نزدیک
- ein Wolf im Schafspelzگرگی در لباس میش
- einzahlenواریز کردن به حساب
- ein Konto eröffnenباز کردن حساب بانکی
- ein Konto sperrenمسدود کردن حساب بانکی
- Erbeارث
- Evakuierungتخلیهی اضطراری
- Erste-Hilfe-Maßnahmeاقدام کمکهای اولیه
- Einspännerاسپرسو با خامه در لیوان (وینی)
- Ergotherapeutکاردرمانگر
- Einschreibenنامهی سفارشی
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.