ein Konto eröffnen
باز کردن حساب بانکی
Verb
مثال
Er möchte ein neues Konto eröffnen.
اون میخواد یه حساب جدید باز کنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
باز کردن حساب بانکی
Verb
Er möchte ein neues Konto eröffnen.
اون میخواد یه حساب جدید باز کنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.