Lingofa

fleißig

کوشا / پرتلاش

Adjektiv

مثال

  1. Sie ist eine sehr fleißige Studentin.

    او دانشجوی خیلی کوشایی‌یه.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.