flüstern
زمزمه کردن
Verb
مثال
Er flüstert mir etwas ins Ohr.
او چیزی رو در گوشم زمزمه میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
زمزمه کردن
Verb
Er flüstert mir etwas ins Ohr.
او چیزی رو در گوشم زمزمه میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.