Lingofa

gefasst

خونسرد و کنترل‌شده در برابر خبر بد

Adjektiv

مثال

  1. Sie nahm die Nachricht erstaunlich gefasst auf.

    او اون خبرو با خونسردی شگفت‌آوری پذیرفت.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.