Lingofa

gekränkt

دل‌آزرده / رنجیده

Adjektiv

مثال

  1. Sie war zutiefst gekränkt von seinen Worten.

    او از حرف‌هاش عمیقاً رنجیده شد.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.