gekränkt
دلآزرده / رنجیده
Adjektiv
مثال
Sie war zutiefst gekränkt von seinen Worten.
او از حرفهاش عمیقاً رنجیده شد.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
دلآزرده / رنجیده
Adjektiv
Sie war zutiefst gekränkt von seinen Worten.
او از حرفهاش عمیقاً رنجیده شد.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.