Lingofa

derKurator

کیوریتور / سرپرست نمایشگاه

Nomen — جمع: die Kuratoren

مثال

  1. Der Kurator wählte die Werke sorgfältig aus.

    کیوریتور آثار رو با دقت انتخاب کرد.

آرتیکلش چیه؟

der Kurator — این یکی از پایانه‌اش معلوم می‌شه، پایین‌تر توضیحش هست. با بازی آرتیکل تمرینش کن.

قاعده‌ی پایانه‌ی -or

بیشتر اسم‌هایی که به ‎-or ختم می‌شن مذکرن — پس آرتیکل Kurator رو لازم نیست حفظ کنی، از پایانه‌اش درش میاری. کلمه‌های دیگه با همین پایانه:

کلمه‌هایی که از این ساخته شدن

آلمانی کلمه‌ها رو روی هم سوار می‌کنه، پس با دونستن یکی، چندتای دیگه رو هم نصفه‌نیمه می‌فهمی.

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.