Lingofa

dieKuratorin

کیوریتور زن

Nomen — جمع: die Kuratorinnen

مثال

  1. Die Kuratorin erklärte den Besuchern das Konzept der Ausstellung.

    کیوریتور مفهوم نمایشگاه رو برای بازدیدکننده‌ها توضیح داد.

آرتیکلش چیه؟

die Kuratorin — آرتیکل رو باید با خود کلمه حفظ کنی، چون قاعده‌ی مطمئنی براش نیست. با بازی آرتیکل تمرینش کن.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.