mahnen
اخطار دادن / مطالبه کردن
Verb
مثال
Die Firma hat mich schon zweimal gemahnt.
شرکت دو بار بهم اخطار داده.
کلمههای نزدیک
- mit einem blauen Auge davonkommenبا آسیب کم از یه اتفاق بد جان سالم بهدر بردن
- maßgeblichتعیینکننده / اصلی (تأثیرگذار)
- Mahnungاخطار پرداخت / یادآوری بدهی
- Maturaدیپلم پایان دبیرستان (اتریش)
- Metzgereiقصابی (آلمان)
- Munitionمهمات
- Manöverرزمایش
- Militärdienstخدمت نظامی
- Militärstrategieاستراتژی نظامی
- Massenvernichtungswaffeسلاح کشتار جمعی
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.