maßgeblich
تعیینکننده / اصلی (تأثیرگذار)
Adjektiv
مثال
Er war maßgeblich an der Entwicklung dieses Projekts beteiligt.
او نقش تعیینکنندهای تو توسعهی این پروژه داشت.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.