resigniert
تسلیمشده / نومید از تلاش بیشتر
Adjektiv
مثال
Nach vielen Versuchen klang er resigniert.
بعد از تلاشهای زیاد، لحنش تسلیمشده بهنظر میرسید.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.