reumütig
پشیمان و ابرازکنندهی پشیمانی
Adjektiv
مثال
Er kam reumütig zu ihr zurück.
او پشیمان پیشش برگشت.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
پشیمان و ابرازکنندهی پشیمانی
Adjektiv
Er kam reumütig zu ihr zurück.
او پشیمان پیشش برگشت.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.