schmuggeln
قاچاق کردن
Verb
مثال
Er versucht, Zigaretten zu schmuggeln.
اون سعی میکنه سیگار قاچاق کنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
قاچاق کردن
Verb
Er versucht, Zigaretten zu schmuggeln.
اون سعی میکنه سیگار قاچاق کنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.