streamen
استریم کردن
Verb
مثال
Sie streamt jeden Abend eine Serie.
اون هر شب یه سریال استریم میکنه.
کلمههای نزدیک
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.
استریم کردن
Verb
Sie streamt jeden Abend eine Serie.
اون هر شب یه سریال استریم میکنه.
دنبال کلمهی دیگهای میگردی؟ دیکشنری آلمانیفارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.