Lingofa

schwindelig

گیج (سرگیجه‌دار)

Adjektiv

مثال

  1. Mir wird schwindelig, wenn ich zu lange stehe.

    وقتی زیاد سرپا می‌مونم، سرم گیج می‌ره.

کلمه‌های نزدیک

دنبال کلمه‌ی دیگه‌ای می‌گردی؟ دیکشنری آلمانی‌فارسی لینگوفا بیش از شش هزار کلمه با مثال و ترجمه داره.